داستان ثبت اختراع به نام هوش مصنوعی دابوس (DABUS)

داستان ثبت اختراع به نام هوش مصنوعی دابوس (DABUS) مهمترین مثال همه مباحث و گفتارهای هوش مصنوعی در حوزه مالکیت فکری است. در واقع اینکه آیا میتوان هوش مصنوعی را به عنوان مخترع در دفاتر ثبت اختراع کشورهای مختلف ثبت کرد؟ این ماجرا داستانی پرفراز و نشیب از چالشهای هوش مصنوعی در نظام پتنت و شرایط فعلی مدیریت داراییهای فکری در دنیای امروز را بازتاب میدهد.
داستان هوش مصنوعی DABUS یک پرونده حقوقی پیشگامانه و بسیار بحثبرانگیز در حوزه مالکیت فکری است که سوالات بنیادینی درباره رابطه هوش مصنوعی و سیستمهای ثبت اختراع مطرح میکند. در ادامه، این داستان و جنبههای مختلف آن را به تفصیل شرح میدهیم.
ماجرای دابوس (DABUS) از کجا شروع شد؟
DABUS (مخفف: «دستگاه برای خودآگاهی زمینهای خودکار») یک سیستم هوش مصنوعی است که توسط دکتر استفان تالر و تیمش در شرکت Imagination Engines ساخته شده است. ادعا میشود که DABUS یک هوش مصنوعی “خلاق” است که میتواند به طور مستقل و بدون دخالت مستقیم انسان، به ایدههای جدید و اختراع دست یابد.

اختراعات هوش مصنوعی دابوس چه مواردی بودند؟
- یک ظرف غذا با طراحی بهینه شده که برای حمل و نقل توسط ربات مناسبتر است.
- یک چراغ هشدار دهنده با الگوی نوری متغیر که بهتر جلب توجه میکند.
ادعای اصلی و بیسابقه: دکتر تالر ادعا کرد که این اختراعات را خود هوش مصنوعی DABUS به عنوان مخترع اصلی ایجاد کرده است و نه او یا تیمش. بنابراین، در درخواست ثبت اختراع در دفتر ثبت اختراعات بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و چندین کشور دیگر، نام DABUS به عنوان مخترع ذکر شد.
واکنش دفاتر ثبت اختراع به دابوس (DABUS) چه بود؟
تقریباً تمامی این دفاتر درخواست را رد کردند. استدلال اصلی آنها این بود:
«قوانین ثبت اختراع در سراسر جهان بر این اساس نوشته شدهاند که مخترع باید یک “شخص حقیقی” (فرد) باشد، نه یک ماشین یا هوش مصنوعی. یک هوش مصنوعی نمیتواند حقوق و تعهدات قانونی داشته باشد، نمیتواند قسم بخورد و نمیتواند مالک چیزی باشد.»
دکتر تالر و تیمش از این تصمیمها در مراجع قضایی مختلف appeal (درخواست تجدید نظر) کردند که منجر به ایجاد یک روند حقوقی طولانی و بینالمللی شد.
نتایج پرونده دابوس (DABUS) در دادگاههای مختلف
نتایج پرونده دابوس (DABUS) در دادگاههای کشورهای مختلف متفاوت بوده است:
ایالات متحده آمریکا:
دادگاه منطقهای ویرجینیا و سپس دادگاه استیناف مدار فدرال (که مسائل ثبت اختراع را رسیدگی میکند) به طور قاطع حکم دادند که یک هوش مصنوعی نمیتواند مخترع باشد. آنها تأکید کردند که طبق قوانین کنونی، مخترع فقط میتواند یک “فرد طبیعی” (natural person) باشد.
اتحادیه اروپا (دفتر ثبت اختراع اروپا – EPO) و بریتانیا:
این دفاتر نیز درخواست را رد کردند. دادگاه عالی بریتانیا در نهایت حکم داد که طبق قانون بریتانیا، DABUS واجد شرایط ثبت به عنوان مخترع نیست.
آفریقای جنوبی:
این کشور اولین و تنها کشوری بود که درخواست را پذیرفت و گواهی ثبت اختراعی صادر کرد که در آن نام DABUS به عنوان مخترع ذکر شده بود. (البته باید توجه داشت که سیستم ثبت اختراع در آفریقای جنوبی، یک سیستم “اعلامی” است و بررسی ماهوی دقیقی مانند EPO یا USPTO انجام نمیدهد).
استرالیا:
در مقطعی دادگاه استیناف استرالیا به نفع DABUS حکم داد و گفت که تعریف “مخترع” میتواند شامل یک سیستم هوش مصنوعی باشد. اما در نهایت، دادگاه عالی استرالیا این حکم را لغو کرد و به رأی سایر کشورها پیوست.

جنبههای مهم پرونده دابوس در حوزه مالکیت فکری
پرونده DABUS جنبههای متعددی از قوانین و سیاستهای مالکیت فکری را به چالش کشیده است:
۱. تعریف “مخترع” (Inventorship)
این پرونده نشان داد که قوانین فعلی ثبت اختراع در عصر هوش مصنوعی ناکافی هستند. اگر هوش مصنوعی میتواند به طور مستقل چیزی را خلق کند که معیارهای نوآوری و کاربرد صنعتی را داشته باشد، آیا انصاف است که آن اختراع در “مالکیت عمومی” قرار گیرد و هیچکس نتواند از آن حفاظت کند؟ این سوال بزرگترین چالش است.
۲. مالکیت اختراعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی (Ownership)
حتی اگر هوش مصنوعی را به عنوان مخترع نپذیریم، سوال بعدی این است: چه کسی باید مالک این اختراعات باشد؟
- مالک نرمافزار هوش مصنوعی؟
- اپراتور یا کاربری که از هوش مصنوعی استفاده کرده؟
- سازنده دستگاه هوش مصنوعی؟
قوانین فعلی پاسخ روشنی به این سوال نمیدهند.
۳. انگیزه برای نوآوری (Incentive to Innovate)
هدف اصلی سیستم ثبت اختراع، تشویق به نوآوری از طریق اعطای یک انحصار موقت (حق امتیاز) به مخترع است. اگر اختراعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی قابل ثبت نباشند، ممکن است انگیزه شرکتها برای سرمایهگذاری در توسعه هوش مصنوعی خلاق کاهش یابد، زیرا نمیتوانند از دستاوردهای آن حفاظت کنند.
۴. معیار “شخص دارای مهارت عادی در هنر” (Person Having Ordinary Skill In The Art – PHOSITA)
در حقوق ثبت اختراع، برای سنجش “غیربدیهی بودن” (گام ابتکاری) یک اختراع، آن را با دانش یک متخصص فرضی با مهارت متوسط در آن حوزه مقایسه میکنند. اگر هوش مصنوعی بتواند به راحتی تمام دانش موجود را تحلیل و ترکیب کند، آیا این معیار منسوخ میشود؟ ممکن است سطح “غیربدیهی بودن” به طور قابل توجهی افزایش یابد.
۵. چالش در حوزههای دیگر مالکیت فکری
این بحث تنها محدود به اختراعات نیست. هوش مصنوعی میتواند آثار هنری (نقاشی، موسیقی، شعر) خلق کند. سوالات مشابهی در مورد حقوق کپیرایت مطرح است:
- آیا یک اثر تولیدشده توسط هوش مصنوعی قابل حفاظت توسط کپیرایت است؟
- خالق آن اثر کیست؟ نرمافزار، کاربر یا توسعهدهنده؟
در بسیاری از کشورها، کپیرایت فقط به “آثار ابداعی انسان” تعلق میگیرد.
چشمانداز آینده پرونده هوش مصنوعی دابوس
پرونده هوش مصنوعی دابوس DABUS اگرچه در اکثر دادگاهها باخت، اما یک موفقیت بزرگ در افزایش آگاهی و شروع یک گفتوگوی جهانی داشت. این پرونده به وضوح نشان داد که قوانین سنتی مالکیت فکری برای عصر هوش مصنوعی طراحی نشدهاند.
راهحلهای احتمالی برای آینده:
- تغییر قوانین: ممکن است کشورها قوانین خود را به صراحت اصلاح کنند تا یک “شخص حقوقی” (مثلاً مالک هوش مصنوعی) بتواند مالک اختراعات تولیدشده توسط هوش مصنوعی باشد، بدون اینکه نیاز باشد هوش مصنوعی را به عنوان مخترع قلمداد کنند.
- ایجاد یک رژیم حقوقی کاملاً جدید: برخی پیشنهاد میکنند که برای خروجیهای خلاقانه هوش مصنوعی، یک سیستم حفاظتی جدید و جداگانه (مشابه اما متفاوت از حق اختراع و کپیرایت) ایجاد شود.
- تعریف سطوح مختلف مشارکت: قوانین میتوانند مشارکت انسان و هوش مصنوعی را در فرآیند اختراع درجهبندی کنند و بر اساس سطح مشارکت انسان، حقوق را اعطا کنند.
در نتیجه، داستان DABUS فقط درباره ثبت یک اختراع خاص نیست؛ بلکه آزمایشی برای سنجش آمادگی سیستم حقوقی ما برای انقلاب هوش مصنوعی است. این پرونده زنگ خطری بود که نشان داد برای حفظ انگیزه نوآوری و ایجاد certainty (قطعیت) حقوقی، باید به فکر بازنگری در اصول پایهای مالکیت فکری باشیم.
دیدگاهتان را بنویسید