ارايه سمیه جلیلی باغ اناری در کنفرانس بینالمللی مدیریت: اخلاق در عصر هوش مصنوعی
بیست و یکمین کنفرانس بین المللی مدیریت در آذر ماه ۱۴۰۴ مقاله سمیه جلیلی باغاناری را با عنوان «اخلاق حرفهای در عصر هوش مصنوعی: نگاهی به راهکارهای فناورانه برای چالشهای داراییهای فکری» پذیرش کرد. ویدیوی ارايه این مقاله که در دانشگاه الزهرا و در روز دوم کنفرانس انجام شد، اینجا قابل دسترسی است:
متن کامل را میتوانید در انتهای این صفحه دانلود کنید:
چکیده:
فناوری انقلابی هوش مصنوعی همه کشورها را مشتاق توسعه و بسترسازی برای آن کرده است. سیاستگذاران به قدرت تعیینکننده این فناوری در آینده مناسبات بینالمللی باور دارند. با وجود چنین زمینه پررنگ و غیرقابل انکاری، توسعه پلتفرمها و مدلهای هوش مصنوعی در چالش نحوه آموزش و تامین دادههای ورودی گرفتار شده است. مشابه بسیاری از فناوریهای ساختارشکن، ارائه این فناوری به بازار و توسعه محصولات آن، قبل از سیاستگذاری انجام شده است.
اما اکنون لزوم حفظ حقوق پدیدآورندگان آثار هنری و ادبی، در مسیر رشد هوش مصنوعی چالشهای مهمی ایجاد کرده است. این مسئله پدیدآورندگانی که مالک دادههای آموزشی مدلهای هوش مصنوعی هستند را در مقابل شرکتهای توسعهدهنده قرار داده است. این یعنی آینده فناوری هوشمصنوعی در میانه یک چالش اخلاقی و حقوقی بزرگ رقم خواهد خورد: تضاد میان «حق توسعه فناوری» و «حق مالکیت فکری پدیدآورندگان».
چندان تعجبآور نخواهد بود که راهکارهای این چالش هم از دل فناوری بیرون بیاید. این مقاله با نگاهی به جدیدترین ابتکارات مطرح شده در یازدهمین جلسه گفتگوی سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) درباره هوش مصنوعی که در تاریخ ۲۳و ۲۴ آوریل ۲۰۲۵ برگزار شد، راهکارهایی را بررسی میکند که میتواند راه برونرفتی برای تضاد منافع بین صاحبان دادههای دیجیتال، هنرمندان و ناشران از یک طرف و توسعهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی مولد (GenAI) از طرف دیگر باشد.
واژههای کلیدی:
هوش مصنوعی، هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، مالکیت داراییهای فکری، کپیرایت، میکرولایسنسینگ، مدلهای زبانی بزرگ (LLMs)

مقدمه:
چالشهای مالکیت دادههای آموزشی مدلهای هوش مصنوعی
چالشهای عمیق و تضادهای پردامنه بین دو طرف ماجرا در زمینه مالکیت دادههای آموزشی مدلهای هوش مصنوعی، تضادی به غایت عمیق در حوزه اخلاق حرفهای است. با حاکم شدن نظر هر کدام از طرفین ماجرا، نه تنها منافع و هزینههای مالی کلانی در حوزه اقتصاد دیجیتال بین ذینفعان جابهجا میشود، بلکه آینده بازی قدرت و تعریف نیروهای سلطه در ابعاد جهانی هم تحت تاثیر قرار میگیرد.
رویکردهای باز یا بسته در قانونگذاری و سیاستگذاری فناوری هوش مصنوعی در مناسبات قدرت، جهان آینده را شکل میدهد و سرنوشت ملتها را رقم میزند. مواضع متفاوت دولتها و موضعگیریهای تند آنها در این مباحث هم بر اهمیت و حساسیت توسعه و دسترسی به این فناوری و نتایج آن در قدرت و هژمونی جهانی صحه میگذارد.
تجدیدنظر در قوانین ثبت پتنت برای الگوریتمهای هوش مصنوعی
بیجهت نیست که قواعد توسعه پلتفرمها و مدلهای هوش مصنوعی گاها موضوع دستورالعملها و سیاستگذاریهای پرحاشیه قرار میگیرد و در دورههای زمانی کوتاه و با تعدد بسیار تغییر میکند. به عنوان نمونه دستورالعمل اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده (USPTO) و قواعد توصیه شده به ارزیابان در موضوع شرایط ثبت پتنت برای الگوریتمهای هوش مصنوعی تاکنون تغییرات زیادی داشته است.
در جدیدترین تجدیدنظرها، USPTO با مطرح کردن شرط کاربرد خاص، دلیلی برای پذیرش درخواست ثبت پتنت برای الگوریتمهای هوش مصنوعی بهویژه سیستمهای یادگیری ماشینی، مدلهای مولد و شبکههای عصبی مطرح کرده است. (USPTO Guidance Update, 2024) این در حالی است که تا قبل از این، چنین الگوریتمهایی در دسته استثناءهای قضایی قرار میگرفتند.
استثناهایی که از رأیهای دیوان عالی نشأت گرفته بودند و بخشAI را در ردهی ایدههای انتزاعی (مانند الگوریتمها و مدلهای ریاضی) قرار میدادند و موجب عدم احراز قابلیت ثبت میشدند. اما دستورالعمل ۲۰۲۴ USPTO، گامی اساسی در جهت شفافیت حقوق اختراعات برای فناوریهای هوش مصنوعی است. این اتفاق گذار از رویکرد محافظهکارانه سابق به تفسیر کاربردیتر و آگاه به هوش مصنوعی در USPTO را نوید میدهد.
جالب اینجاست که انتشار بهروزرسانی سال ۲۰۲۴ بر پایهی دستور اجرایی شماره ۱۴۱۱۰ رئیسجمهور ایالات متحده، تحت عنوان: «امن، ایمن و قابل اعتماد ساختن توسعه و بهکارگیری هوش مصنوعی» انجام شده است. این نشان میدهد، دولت آمریکا به صورت ویژهای به ایجاد شفافیت در معیارهای تشخیص قابلیت ثبت اختراع برای فناوریهای نو، از جمله AI ، داده و نرمافزار، توجه دارد و علاقمند است انگیزه شرکتها را برای توسعه هوش مصنوعی افرایش دهد. (Executive Order 14110 Oct.30,2023)
سرمایهگذاریهای دولتی و تسهیلگری سیاستگذاری در حمایت از هوش مصنوعی
ایالات متحده در مبذول کردن چنین توجهی تنها نیست. سرمایهگذاریهای دولتی و تسهیلگری ذیل سیاستگذاری حمایتی در اکثر اقتصادهای بزرگ دنیا برای توسعه هوش مصنوعی در حال انجام است. گویا همه کشورها با تلاش برای برنده شدن در مسابقه توسعه فناوری هوش مصنوعی به دنبال دستیابی به منابع قدرتی هستند که آینده مناسبات بینالمللی و نحوه اعمال قدرت را در دنیای پیشرو فراهم میکند.
این یعنی حل چالش کپیرایت برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی دیگر تنها یک دغدغه اخلاقی و تجاری میان ذینفعان خرد) مانند هنرمندان، مولفان و شرکتهای فناوری) نیست. خلق و توسعه راهکارهای فناورانه برای حل این چالش میتواند آینده قدرتهای اقتصادی دنیا را تحت تاثیر قرار دهد.
این مقاله تلاش دارد بعد از تشریح ابعاد چالشها و تضادهای حوزه کپیرایت در مورد دادههای آموزشی هوش مصنوعی، نگاهی به راهکارهای فناورانهای بیندازد که میتوانند راهگشای تضادها و مناقشات این حوزه باشند. راهکارهایی که امید است مسیری برای توسعه فناوری تحولآفرین هوش مصنوعی بگشایند. قبل از تشریح دقیق چالشها، تعاریف فنی این حوزه را مرور میکنیم.
نتیجهگیری مقاله:
چالشهای حقوقی و تضاد منافع در موضوع دادههای آموزشی مدلهای هوش مصنوعی توسعه فناوری AI را با دشواری مواجه کرده است. اما خود فناوری به عنوان راهکار حل چالش وارد میدان شده و میتواند با کسب رضایت ذینفعان مختلف فرآیندی قابل قبولی برای حل تعارض فراهم آورد.
فناوریهایی مانند پایگاههای داده برای ثبت موارد استفاده در آموزش مدلهای AI، استفاده از فرادادههای استاندارد و قابل خوانش توسط ماشین، استانداردهایی مانند C2PA و پلتفرمهای میکرولایسنسینگ مواردی هستند که میتوانند زمینهای برای همگرایی شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی و پدیدآورندگان آثار هنری و ادبی فراهم کنند.
بدیهی است که همه این راهکارها در مراحل اولیه توسعه و پذیرش توسط اکوسیستم فناوری قرار دارند و هر کدام میتوانند نقاط ضعف مهمی داشته باشند. با این حال این راهکارها میتوانند شروع خوبی برای ایجاد یک مسیر سوم در مناقشه حوزه کپیرایت دادههای آموزشی هوش مصنوعی باشند. مسیری که باعث شود، هوش مصنوعی بدون توقف توسعه یابد، حق مولف حفظ شود و در نهایت مولفان و مصنفان هم از منافع فناوری انقلابی هوش مصنوعی برخوردار شوند.
متن کامل مقاله:
دیدگاهتان را بنویسید